نگاشته شده توسط: Dr. OZ | مارس 20, 2012

بهار، روح هستی

بهار، روح هستی

رقص این چلچله ها ، وین همه آوا و نوا
همه گویند که : از راه رسیده ست بهار

کاروان گل و زیبایی و شادی در راه
سخت در جلگه ی پر برف دویده ست بهار

عشق و شادابی و نور و نفس و شور و امید
همه را بهر تو بر دوش کشیده ست بهار

ارمغانی که هر سال به ایثار و نثار
مهربانانه سر راه تو چیده ست بهار

بید بُن غرق جوانه ست و به رقص آمده ست
از در و بام و هوا بس که شنیده ست بهار

خیز و آغوش در آغوش لطیفش بگشای
روح هستی ست که جان بخش وزیده ست بهار

چشم بیدار بر این تلخی ایّام ببند
خواب هایی شکرین بهر تو دیده ست بهار

بشنوید

شعر: فریدون مشیری

آواز: محمد معتمدی

آهنگ: شهرام منظمی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: