نگاشته شده توسط: Dr. OZ | مه 20, 2008

کامران حکیم زاده

اولین باری که کامران عزیز را دیدم موقعی بود که ما به همراه عده ای دیگر در سال 84 برای شغل کارشناس اچ-آی-وی و ایدز یونیسف ثبت نام کرده بودیم و یونیسف ما را برای انجام آزمون زبان و کامپیوتر به مؤسسه ایزایران معرفی کرده بود
به قدری این عزیز محجوب و متین بود که من در حضور او احساس شرم می کردم. در انتهای آزمونها از او پرسیدم که کجا و با چه سمتی مشغول به کار است و او با متانت و شکسته نفسی گفت در مرکز مدیریت بیماریها می پلکم (نقل به مضمون) البته هیچکدام از کسانی که در امتحان شرکت کرده بودند برای آن شغل انتخاب نشدند!! بعدها با کتابهایی که ترجمه کرده بود آشنا شدم و گهگاه او را در مرکز مدیریت بیماریها می دیدم. پس از مصاحبه ای که در یو-ان-دی-پی برای شغل کارشناس پرژوه گلوبال فاند در مرکز مدیریت بیماریها داشتم و آنجا گفتند برای شروع به کار خود را به دکتر حکیم زاده معرفی کنم بسیار خوشحال شدم. در طول هفت ماهی که با او همکار بودم جز تلاش، دلسوزی و صمیمیت چیزی ندیدم و به حق باید بگویم بهترین سوپروایزری بود که در سابقه حرفه ایم داشته ام. پس از ابتلائش به سرطان هم دست از تلاش علمی و کاری برنداشت. ارزشهایی که او برایشان تلاش می کرد فراتر از زندگی مادی و حقیر ما ست و کامران بزرگتر از آن است که مرگ او را ببرد ، او مرگ را برد. روانش شاد باد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: