نگاشته شده توسط: Dr. OZ | فوریه 12, 2007

پابرهنه در بهشت

جمعه شب دوست خوبم علیرضا رزازی‌فر دعوت کرد تا فیلم «پابرهنه در بهشت» را ببینم. این فیلم به نحوی هوشمندانه مسائلی را درباره مبتلایان به اچ.آی.وی -ایدز بیان کرده است بدون آن که نامی از ایدز ببرد. داستان را یک روحانی جوان روایت می‌کند که در یک قرنطینه وارد می‌شود برای کمک به بیمارانی که ‌در آن به سر می‌برند. افرادی که به گفته پزشک مسؤول آنجا به دلیل یک گناه دچار معضلی شده‌اند که جز مرگ فرجامی ندارد. هرچند در طول داستان متوجه می‌شویم که برخی قضاوتهای اولیه اشتباه بوده‌اند اما جسارت در بیان معضلاتی مانند روابط جنسی خارج از خانواده در فیلم به نحوی که بعضی ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی آن مطرح شود جای تأمل دارد. از جمله تقاضای مرتضی سرباز نگهبان قرنطینه از روحانی برای خواند خطبه عقد او با معصومه (یکی از بیماران بخش زنان)

کارگردانی، فیلم برداری و تدوین فیلم نیز خوب بودند. کلوزآپهایی که از رخدادهای عادی (مثل هم زدن چای، خاموش و روشن شدن لامپ) گرفته شده بود و نیز فیلمبرداری سکانس مربوط به خودسوزی یکی از بیماران جالب بود و به معناگرایی فیلم کمک می‌کرد. چاشنی طنز هم در جای‌جای فیلم به کار رفته بود تا پیامهای فراسویی آن را سهل تر کند.

امروز متوجه شدم که این فیلم چند جایزه از جشنواره فیلم فجر برده است که جای تبریک به دست‌اندرکارانش دارد. از جمله بهترین فیلمبرداری، صدابرداری، نقش مکمل مرد، فیلم اول، جایزه ويژه سال پیامبر اعظم و بهترین فیلم معناگرا. (راستش بعد از دیدن این خبر به خودم امیدوار شدم که بالاخره یک چیزهایی از سینما را حالیم میشه!!!)

البته از دید برخی تماشاگران که دور و بر ما بودند فیلم کلیشه‌ای بود، شاید هم حق با آنها باشد که در چند سال اخیر دیدن روحانیانی که ردا نمی‌پوشند، شوخی می‌کنند، با بروبچ فوتبال بازی می‌کنند و درد مردم را می‌فهمند در فیلمهای سینمایی تکراری شده است ولی به نظرم اگر می‌دانستند بیماری مطرح شده در فیلم ایدز است شاید قضاوت بهتری داشتند!

با تقدیر از دید منصفانه هیأت داوران و توجه به معناگرایی حقیقی (نه ظاهر بینی) جای این سؤال باقی است که اگر در فیلم اسم ایدز برده می‌شد آیا باز هم برخی از جوایز را می‌گرفت؟!

پابرهنه در بهشت

(۱۳۸۵)(ايران)

گارگردان : بهرام توکلی

تهیه کننده : حبیب‌اله کاسه‌ساز

بازیگران : امین تارخ, افشین هاشمی, سیروس همتی, امیر کاوه آهنجان, مرضیه وفامهر, نگار جواهریان

83 دقیقه

خلاصه داستان

یحیی، روحانی جوانی است که محلی نامتعارف را برای ادامه خدمتش انتخاب می‌کند : قرنطینه بیماران لاعلاجی که علاوه بر درگیریهای جسمی، دغدغه‌های شدید و بی پاسخ ذهنی دارند. یحیی در کنار آنها زندگی می کند و خود به ع
وان روحانی چیزهای بسیاری یاد می‌گیرد و احساس می‌کند زندگی او به عنوان یک روحانی واقعی از روز حضورش در آن قرنطینه شروع شده است.


Responses

  1. bazam tanhaee pashodin raftin az in jaha:-/
    khele khob!🙂


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: