نگاشته شده توسط: Dr. OZ | ژانویه 18, 2007

گمشدگان دیار فراموشی

در نوشته​های گذشته اشاره​ای به سيد مرتضی آويني کردم، امروز گشتم و اسم اون فيلمش که درباره بشاگرد بود رو پيدا کردم: «گمشدگان ديار فراموشي» که با نام بشاگرد هم از آن ياد می​شود. سيد در قسمتی از اتوبيوگرافيش می​گويد:«… بعدها هم كه در عالم نوجوانی و جوانی، گهگاه حرفهای گنده گنده و سؤالات قلمبه سلمبه می‌كردیم معمولاً‌ به زبان‌های مختلف حالیمان می كردند كه وارد معقولات نباید بشویم. …» و در جايی ديگر:« سعی كردم كه خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شكر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه كه انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنین‌اند كسی هم كه فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست- اما اگر انسان خود را در خدا فانی كند آنگاه این خداست كه در آثار ما جلوه‌گر می‌شود………به هر تقدیر، من فعالیت تجاری نداشته‌ام. آرشیتكت هستم! از سال 58 و 59 تاكنون بیش از یكصد فیلم ساخته ام كه بعضی عناوین آنها را ذكر می كنم: مجموعه«خان گزیده‌ها»، مجموعه «شش روز در تركمن صحرا»، «فتح خون»، مجموعه«حقیقت»، «گمگشتگان دیار فراموشی(بشاگرد)»، مجموعه «روایت فتح» – نزدیك به هفتاد قسمت- و در چهارده قسمت اول از مجموعه «سراب» نیز مشاور هنری و سرپرست مونتاژ بوده‌ام.» ا
در ضمن به نظر می​رسد که فيلم بشاگرد هم قبلا روی سايت وجود داشته که بنا به دلايلی از روی سايت برداشته​اند. فعلا آنچه بيشتر در قسمت منابع صوتی و تصویری سايت سيد مرتضی به چشم می​خورد مجموعه​ای از نوحه و مرثيه و تواشيح و سرودهای انقلابی و البته بخشهایی از صدای سید روی مجموعه روایت فتح است. با این​حال اگر به اینجا رجوع کنید چیزهایی درباره آن فیلم دستگیرتان می​شود. در ضمن یک جایی در این لینک آمده: «…تمدنِ بشاگرد آغاز مي‌شود. مردم ياد مي‌گيرند كه چه‌گونه خدا را پرستش كنند. احكام زكات را فرا مي‌گيرند، ولو اين كه واجب الزكات باشند. زيرِ آسمانِ خدا نماز را به جماعت مي‌خوانند. بعدتر بزرگ‌ترين بناي بشاگرد را مي‌سازد. مسجد! تا شهر اسس علي التقوا باشد. نه مثلِ مساجدِ ما. كه مسجد هم مدرسه است، هم سنگر است، هم محلِ اجتماعات است، هم… و حالا وقتي مي‌بيني پسرِ افضل سيبيل، دوازده سال در مدرسه درس خوانده است و تازه‌گي سطح را تمام كرده است و طلبه‌ي سالِ ششِ حوزه‌ي امام عليِ خميني‌شهرِ بشاگرد است، مي‌‏فهمي تمدن يعني چه!….»ا
جالب این که به نوعی همان رویکرد متمدن را در سفرمان به حوالی جاسک دیدیم! به جای این که برای این کوه نشین​های فلکزده آب آشامیدنی و مستراح و مسکن و امکانات کار بدهند، برایشان مسجد ساخته بودند و مبلغ دینی فرستاده بودند! یادشان رفته که پیغمبر خدا هم برای آنکه مسلمانها گرسنه و بدبخت نمانند و دنبال راهزنی نروند یک تمدن مبتنی بر آموزش، کار، بهداشت و اخلاق انسانی برپا کرد! حالا بگید گمشدگان دیار فراموشی کیانند؟
پ.ن: سيد در قسمتی از نقد فيلم از کرخه تا راين می​گويد: {عقل اعتراض می کند:«هر واقعیت تلخ را نمی توان گفت.»و دل پاسخ می دهد:«هر واقعیتی را که نمی توان به جرم تلخ بودن پنهان کرد.» } حالا اگر واقعيت تلخ است ببخشيد! واقعيت دارد!ا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: