نگاشته شده توسط: Dr. OZ | ژانویه 4, 2007

بازیهای رایانه ای

سالها قبل (حدودا1368) من برای اولین بار کامپیوتر های خانگی رو دیدم. هرچند قبلش- سال سوم دبیرستان- یک بار درباره کامپیوتر و نحوه کارکرد اون به طور تئوریک با 3 تا از بچه ها سمینار برگزار کردیم ولی فقط یکی از ما کمودور 64 رو دیده بود و بقیه فقط تو برخی مجلات و یک کتاب چیزهایی خونده بودیما
به هر حال یکی از دوستان من که خوابگاه نداشت در یک خانه ویلایی متعلق به آشنایان که اون موقع یک دفتر کار شده بود یه اتاقک داشت که شبها رو سر می کرد! (زندگی دانشجویی هم اونروزها چقدر سخت بود) هرچند وقت یک بار شبها من می رفتم پیشش و اونجا بود که امیر برای من یک کامپیوتر را روشن کرد و گفت بیا با این کامپیوتر کار کنیم. البته تنها کاری که خودش بلد بود هم اجرا کردن یک بازی به نام ال.اچ.ایکس بود که یک بازی اکشن و استراتژی محسوب می شد یک بالگرد جنگی رو باید برمی داشتی و به جنگ دشمن می رفتی. به هر حال تنها چیزی که ما بعد از روشن کردن رایانه انجام می دادیم اینها بود

D:

cd \game

cd LHX

LHX

و بعد شروع به بازی می کردیم که تازه خیلی از کنترلهاش رو هم بلد نبودیم و تا وقتی هم من اونجا می رفتم یاد نگرفتم به همین خاطر مأموریتهامون بیشتر از 7-8 دقیقه طول نمی کشید و سرنگون می شدیم. بعد از بازی هم خیلی ناشیانه از ترس اینکه روز بعد نفهمن ما کامپیوتر بازی کردیم این دستورات رو تایپ می کردیم

CD\

c:

و دستگاه رو خاموش می کردیم. غافل از اینکه لزومی به این کارها نبود و بعدا که من خودم مربی کامپیوتر شدم از کار خودمون خندم می گرفت
سالها بعد من اون بازی رو دوباره پیدا کردم (1372) و با استفاده از فایلهای متنی همراهش فهمیدم چطور می شه بالگرد رو پرواز داد و جنگید و به سلامت برگشت به پایگاه. در همین سالها یه بازی دیگه بود به نام اف-18 که جالبیش به این بود که با هواپیمای جنگنده ئرواز می کردی و یکی از مأموریتهای محبوش حمله به خاک ایران بود ( چون همه با نشانیها و محیطش آشنا بودند) به هر حال اولین کامپیوتر خودم رو در سال 1373 خریدم که توی خوابگاه برده بودم و یک دوست نازنینی که خدا رحمتش کنه (به نام علوی بچه ساوه که همه سید صداش می کردیم و به همین دلیل اسم کوچکش الان یادم نمی آد و متأسفانه به طرز مشکوکی در حرم امام رضا فوت کرد) چون اتاق یک نفره داشت دستگاه را گذاشته بودم تو اتاقش و یکی از سرگرمیهای ما هم همین بازیهای کامپیوتری بود. تا یادم نرفته بگم که یه بازی مهیج دیگه هم بود به نام لمینگز که تعداد زیادی سرباز کوچولو رو باید از مازهای مختلف به سلامت رد می کردیم و توی رایان طب که خیلی از مربیها رو سر کار می گذاشت (بابک محمودزاده رکرد دارش بود) و یک بازی دیگه به نام پارانوئید که در مراحل مختلف باید مثل پینگ پونگ یه توپ رو به موانع و آجرهایی با طرحهای مختلف می زدیم تا اونها رو خراب کنه. به هر حال من خودم به بازیهای استراتژیک خیلی علاقه داشتم و دارم
اینها رو گفتم که بگم چندوقتیه که نوید دوباره منو برگردونده به دوران بازیهای کامپیوتری و یه جورایی داره هم خودش معتاد میشه هم منو معتاد میکنه به اونها چند روز پیش برای اینکه بازیهای خشن پلیسی از سرش بیفته دنبال یک سری بازیهای فکری و تفننی بودم که سایت رفلکسیو رو دیدم که بازیهای بسیار متنوعی برای دانلود داره ولی متأسفانه تمام اونها بعد از 60 دقیقه بازی غیر فعال می شدند. خلاصه کلی گشتم تا تونستم کرک اونها رو تو یه سایت جالب دیگه پیدا کنم که یک گیگا بایت فضای رایگان برای نگهداری فایل به شما میده ا
به هر حال اگر شما هم علاقه داشتید می تونید صدها بازی رو به این شکل رایگان بگیرید و بازی کنید خدا آخر و عاقبت ما رو با قانون کپی رایت به خیر کنه ا


Responses

  1. يک سری برنامه است به اسم جامپ استارت. . اصل برنامه مال استراليا است. سيستم ايجاد انگيزه آن برای بچه ها عاليست و همينطور يادگيريش. يک سری از آنها را برای دخترم گرفته بودم و او کلی چيز از آنها ياد گرفت. ولی متاسفانه الان ديگر سی دی هاش کار نمی کنه. ( به اين نتيجه می رسيم که سی دی مديا بی خودی برای نگهداری اطلاعات است.)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: