نگاشته شده توسط: Dr. OZ | مارس 20, 2006

Happy Nowrouz

چنین تا بیامد مه فرودین
بیاراست گلبرگ روی زمین
جهان گشته پر شادی و خواسته
در و بام هر برزن آراسته
جهان از نم ابر پر ژاله شد
همه کوه و هامون پر لاله شد
همه یال اسب از کران تا کران
براندوهمشک و می وزعفران
شود آن زمان بر دل ما درست
که از کینه دلها بخواهیم شست
ز کین نوآیین و کین کهن
مگر در جهان تازه گردد سخن
همه ساله پیروز بادی و شاد
سرت پر ز دانش دلت پر ز داد
بکوشید تا رنجها کم کنید
دل غمگنان شاد و بی‌غم کنید
بسازید و از داد باشید شاد
تن آسان و از کین مگیرید یاد
سخنهای دیرینه یاد آوریم
به گفتار لب را به د اد آوریم
جهان ماندگار است و ما رفتنی
به گیتی نماند به جز مردمی
سراینده باش و فزاینده باش
شب و روز با رامش و خنده باش
چو دریا و کوه و زمین آفرید
بلند آسمان از برش برکشید
بدان تا نداند کسیراز او
همان نشنودنام و آواز او
کنون داستان کهن نو کنیم
سخنهای شیرین وخسرو کنیم
خروش تبیره برآمد ز شهر
ز شادی به هر کس رسانید بهر
خداوند هستی و هم راستی
نخواهد ز تو کژی و کاستی
————————————————————————————————————
تصنیف بهار {تا خشت} – شعر فردوسی – با صدای علیرضا قربانی برگرفته از کاست «از خشت و خاک» ا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: